close
تبلیغات در اینترنت
سخنان ائمه اربعه درباره پیروی از سنت و ترک سخنانشان در صورت مغایرت با سنت

سيماي اسلام

سخنان ائمه اربعه درباره پیروی از سنت و ترک سخنانشان در صورت مغایرت با سنت
امروز چهارشنبه 23 آبان 1397
تبليغات تبليغات

آخرين ارسالي هاي انجمن

سخنان ائمه اربعه درباره پیروی از سنت و ترک سخنانشان در صورت مغایرت با سنت

ا

 

بهتر آن است که تمام یا برخی از سخنان ائمه را در این باره که در دسترس ما قرار گرفته‌اند، دراینجا ذکر کنیم. شاید که در آن عبرت یا تذکری باشد برای آنان که کورکورانه از ائمه و دیگرانی که خیلی پایین‌تر از آناند تقلید می‌کنند. و به مذاهب و سخنانشان طوری تمسک می‌جویند که گویی از آسمان نازل شده در حالی که خدای متعال می‌فرماید:

﴿ اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ ۗ قَلِيلًا مَّا تَذَكَّرُونَ  ﴾ (اعراف/ 3).

«از چیزی پیروی کنید که از سوی پروردگارتان برشما نازل گشته است و غیر از خدا از اولیای دیگر پیروی مکنید، اما کمتر پند می‌گیرید».

   الف : امام ابو حنیفه 

1-     «إذا صح الحديث فهو مذهبی»   «اگرحدیث، صحیح باشد، همان مذهب من است».(1)

2-     «لا يحل لأحد أن يأخذ بقولنا مالم يعلم من أين أخذناه».  «برای هیچ‌کسی جایز نیست که سخن ما را چنانچه نداند از کجا گرفته‌ایم بپذیرد». (2)

3-     إذا قلت قولا يخالف کتاب الله تعالى وخبر الرسول فاترکوا قولي   «هر گاه سخنی گفتم که مخالف کتاب خدا و حدیث پیامبر بود سخن مرا ترک کنید».(3)

 

ب :  امام مالک 

1-   إنما أنا بشر أخطیء وأصيب فانظروا في رأيی، فکل ما وافق الکتاب والسنة فخذوه وکل ما لم يوافق الکتاب والسنة فاترکوه» «همانا من انسانم، مرتکب خطا می‌شوم و درست هم می‌گویم، در رأی و نظرم بنگرید؛ اگر با کتاب و سنت موافق بود آن را بپذیرید وگرنه، ترکش کنید».(4)

2-   «ليس أحد بعد النبی ص إلا ويؤخذ من قوله ويترک إلا النبی ص»«غیر از پیامبر سخنان همة افراد دیگر قابل پذیرش و یا رد است، اما قول پیامبر همه‌اش باید پذیرفته شود».(5)


ج : امام شافعی

1-   «ما من أحد إلا وتذهب عليه سنة لرسول‌الله ص وتعزب عنه، فمهما قلت من قول أو أصلت من أصل فيه عن رسول‌اللهصخلاف ما قلت، فالقول ما قال رسول الله صوهو قولي» «قطعاً برای هر کسی پیش می‌آید که سنتی از پیامبر خداص را فراموش کند یا از او پنهان بماند. هر گاه سخنی را گفته یا اصلی را نشان داده باشم که در رابطه با آن از رسول خدا خلافش نقل شده باشد قول، قول رسول خداست و همان گفتة من نیز هست». (6)

2-   «أجمع المسلمون علی أن من استبان له سنة عن رسول الله ص  لم يحل له أن يدعها لقول أحد»«مسلمانان در این مورد اتفاق نظر دارند که اگر برای شخصی سنتی از سنن رسول خدا روشن و ثابت شد جایز نیست که سنت وی را به خاطر گفته کسی رها سازد».(7)

3-   «إذا وجدتم في کتابي خلاف سنة رسول الله ص فقولوا بسنة رسول‌الله ودعوا ما قلت» وفي رواية فاتبعوها ولا تلتفتوا إلى قول أحد» «اگر در کتابم چیزی خلاف سنت رسول خدا یافتید سنت وی را بگیرید و گفتة مرا رها کنید. در روایتی دیگر چنین آمده پس از آن پیروی کنید و به گفتة هیچ‌کس اعتنا نکنید».(8)

4-   «إذا صح الحديث فهو مذهبي» «اگر حدیث صحیح باشد، پس مذهب من همان است».(9)

5-   «کل ما قلت فکان عن النبی ص خلاف قولي مما يصح، فحديث النبی أولى فلا تقلدونی» «هر آنچه را که گفته‌ام چنانچه سخن پیامبرخلاف گفته‌ام بود، حدیث پیامبر سزاوارتر است و از من تقلید نکنید».(10)

6-   «کل حديث عن النبی ص فهو قولي وإن لم تسمعوه مني»«هر حدیثی که از پیامبر نقل شود نظر من نیز هست ولو آن را از خود من نشنیده باشید».(11)

 

د : امام احمد بن حنبل

1-   «لا تقلدني، ولا تقلد مالکا ولا الشافعی ولا الأوزاعی ولا الثوری وخذ من حيث أخذوا» «از من تقلید مکن، همچنین از مالک، شافعی، اوزاعی و ثوری نیز تقلید مکن؛ آنچه را از (پیامبر و یارانش رسیده) بگیر».(12)

2 - همچنین گفته است: «الاتباع أن يتبع الرجل ماجاء عن النبی ص وعن أصحابه ثم هو من بعد التابعين مخير» «تبعیت آن است که شخص آنچه را که از پیامبر و اصحابش آمده بگیرد؛ آن گاه وی پس از تابعین صاحب اختیار است».(13)

3-   «من رد حديث رسول الله ص فهو علی شفا هلکة» «هر آن که حدیث رسول خدا را نپذیرد، در پرتگاه هلاکت است».(14)

 

سخنانی که آمد اقوال ائمه بود در باب تمسک به حدیث صحیح و نهی از تقلید کورکورانه و بدون بصیرت از ایشان، [خداوند از آنان خشنود باد] آنان این مهم را کاملاً توضیح داده و آشکار ساخته‌اند؛ به گونه‌ای که اصلاً جای جدل و تأویل نیست. بنابراین تمسک به حدیثی که صحتش به ثبوت رسیده واجب است؛ گر چه با بعضی از اقوال ائمه مذاهب ناسازگار باشد.

پس بیایید اسلام را با قرآن و سنت مقایسه کنیم و دینمان را به آنها برگردانیم و در این وسط اگر چیزی با مذهبمان در تعارض بود طبق سخنان امام مذهبمان قول آنها را ترک گفته و اسلام صحیح را برگزینیم.

13 / 3 / 91

ساعت 8 بعدازظهر

 




منابع :

1 - این سخن را ابن عابدین در «الحاشیة» (1/ 63) و نیز در «رسم المفتی» (1/4) از «مجموعه رسائل ابن عابدین» و شیخ صالح فلانی در «ایقاظ الهمم»(ص62) و دیگران آورده اند

2 - ابن عبدالبر در «الانتقاء فی فضائل الثلاثة الفقهاء (ص 145) و ابن قیم در کتاب «اعلام الموقعین» (صص 2/309) و ابن عابدین در حاشیه‌اش بر «البحر الرائق (6/293) و در «رسم المفتی» (ص 29 و 32) و شعرانی در«المیزان» (1/55) آن را  نقل کرده اند

[3]- فلانی در «الایقاظ» (ص 50) این سخن را آورده و به امام محمد نسبت داده است سپس می‌گوید: چون مجتهد خود صاحب رأی است این سخن و سخنانی چون این در خطاب به مجتهد نیست، بلکه در حق مقلد گفته شده است.

[4]- ابن عبدالبر در«الجامع» (2/32) روایت کرده است. ابن حزم نیز در «اصول الأحکام» (6/ 149) آن را از وی روایت نموده و فلانی نیز (ص 72).

5 - انتساب این سخن به مالک نزد متأخران مشهور است و ابن عبدالهادی در ارشاد السالک» (227/1) آن را از وی صحیح دانسته و ابن عبدالبر در «الجامع» (2/ 91) و ابن حزم در «اصول الأحکام» (6/ 145 و 179) از قول حکم بن عتیبه و مجاهد آن را روایت کرده و تقی الدین سبکی در «الفتاوی» (1/148) از زبان ابن عباس نقل کرده و از خوبی و زیبایی‌اش دچار شگفتی شده است

[6]- مقدمة «الجرح والتعدیل» اثر ابن ابی حاتم (ص 31 و 32) که بیهقی آن را به طور کامل در «السنن» (1/81) روایت کرده.

[7]- ابن جزم (6/ 118) گوید: فقهایی که تقلید را رد نموده و هواداران خود را از تقلید نهی می‌کردند، شافعی در این باره جدی‌ترین آنها بود. وی بر پیروی از احادیث صحیح تأکید داشت. از تقلید محض بیزار و متنفر بود، انزجار خود را نیز ابراز می‌داشت. خداوند به او اجر و پاداش فراوان برساند، چرا که منشأ خیر فراوان بود.

[8]- هروی در «ذم الکلام» (3/47/1) و خطیب در «الاحتجاج بالشافعی» (8/2) و ابن عساکر (15/9/1) و نووی در «المجموع» (1/63) و ابن قیم (2/361) و فلانی (ص 100) روایتش کرده‌اند. روایت دیگری نیز از ابونعیم در «الحلیة» (9/107) و ابن حبان در «صحیحه» (3/284 ـ الإحسان) با ذکر سند صحیح آن آمده است.

[9]- نووی در منبع سابق و فلانی (ص 107) آن را روایت کرده‌اند. شعرانی (1/ 57) آن را به حاکم و بیهقی نسبت می‌دهد

[10]- ابن ابی حاتم (ص 93) و ابونعیم و ابن عساکر (15/9/ 2) با سند صحیح آن را ذکر کرده‌اند.

11 - ابن ابی حاتم (ص 93. و 94).

[12]- فلانی (113) و ابن قیم در «الأعلام» (2/302).

[13]- ابوداود در «مسائل الإمام احمد» (ص 276 و 277).

14 -  ابن جوزی (ص 182).

صفة الصلاة النبی ناصرالدین البانی

 

 

  

دسته بندي: عقیده,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد