close
تبلیغات در اینترنت
غار حرا نخستین تجلّیگاه ظلمتکده‌ی عالم

سيماي اسلام

غار حرا نخستین تجلّیگاه ظلمتکده‌ی عالم
امروز چهارشنبه 04 مهر 1397
تبليغات تبليغات

آخرين ارسالي هاي انجمن

غار حرا نخستین تجلّیگاه ظلمتکده‌ی عالم


به فاصلة سه مایل از مکه مکرمه غاری وجود دارد که به آن «غار حراء» می‌گویند، آن حضرت ماه‌ها در آنجا بسر می‌برد و خدا را عبادت می‌کرد و در جهان هستی، اندیشه و تفکر می‌نمود. مواد خوراکی را با خود به آنجا می‌برد و چون تمام می‌شدند، دوباره به خانه بازگشته غذای مورد نیاز را فراهم می‌ساخت و مشغول عبادت و تفکر می‌شد. در «صحیح بخاری» مذکور است که آن حضرت به غار «حرا» تشریف برده، «تحنّث» عبادت می‌کرد. نوعیت این عبادت آن حضرت 
 در عینی شرح صحیح بخاری مذکور است:

«قيل: ما كان صفة تعبده؟ اجيب بان ذلك كان بالتفكر والاعتبار».

«این سؤال پیش آمد که نوعیت عبادت آن حضرت چه بود؟ در پاسخ گفته شده که تفکر و عبرت‌پذیری بوده است».

این همان عبادتی بود که جد ایشان ابراهیم (ع) قبل از نبوت انجام می‌داد، و هنگامی که ستارگان، ماه و خورشید را مشاهده کرد، در شک و تردید قرار گرفت؛ ولی چون همگی از نظرها غایب شدند، ناگهان فریاد برآورد:

فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا ۖ قَالَ هَـٰذَا رَبِّي ۖ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿الأنعام: ٧٦﴾ 

«من چیزهای فناشونده را دوست ندارم... من رخم را به سوی آن ذاتی می‌کنم که آسمان‌ها و زمین را آفرید».

یکی از مورخان غربی چگونگی عبادت آن حضرت(ص) را چنین بیان می‌کند: «در هرجا چه در سفر و چه در حضر، در دل محمد هزاران سؤال پیدا می‌شد» من چه هستم؟ این عالم نامتناهی چیست؟ نبوت یعنی چه؟ من به چه چیزهایی عقیده و باور داشته باشم؟ آیا تخته سنگ‌های کوه حرا، قله‌های سر به فلک کشیدة کوه طور، ویرانه‌ها و میادین، کسی به این سؤالات پاسخ داده؟ خیر، هرگز! بلکه گنبد گردان، گردش شب و روز، ستارگان درخشان، ابرهای باران زا، و... کسی به این سؤال‌ها پاسخ نداده است».(1)


قبل از بعثت برای اینکه آن حضرت آمادگی و استعداد لازم را برای نزول وحی پیدا کنند، کشف اسرار عالم در خواب و رؤیا برای ایشان آغاز گردید، آنچه در خواب می‌دید، مانند روز روشن نمودار می‌شد(2). یک روز در حالی که مشغول عبادت و تفکر بود، فرشتة وحی نزد وی آمد و به او گفت:

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ ﴿١ خَلَقَ الْإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ ﴿٣ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ﴿٤ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ ﴿٥ [العلق: 1- 5].

آن حضرت(ص) در حالی که از عظمت و جلال الهی مبهوث شده بود، به خانه بازگشت و آنچه را که برایش روی داده بود برای خدیجه بیان کرد. خدیجه ایشان را نزد «ورقه بن نوفل» که از دانایان عرب و عالِم به تورات و انجیل بود برد؛ «ورقه» چگونگی جریان را از آن حضرت شنید و اظهار داشت: جای نگرانی نیست، این پیش آمدِ آغازِ نبوت، و همان کسی است که بر موسی(ع) فرود آمده بود(3) . در روایتی این مطلب هم مذکور است که رسول اکرم (ص)  از این جریان مضطرب و وحشت‌زده شده بود. خدیجه اظهار داشت: مضطرب و نگران نباشید، خداوند همراه توست، سپس ایشان را نزد «ورقه» برد، «ورقه» نبوتش را تأیید کرد.

بدون تردید آن حضرت (ص)  این جمله را بر زبان آورد: «من مضطرب و هراسانم» ولی این تردید، این هراس و این اضطراب، بر اثر پرتوِ عظمت و جلال الهی (و تصور عظمت بارِگرانِ نبوّت) بود، آن حضرت چه چیزی مشاهده کرد؟ جبرئیل اعظم به او چه گفت؟ در غار بر او چه گذشت؟ این‌ها مسایلی هستند که نمی‌توان آن‌ها را در قالب الفاظ توضیح داد. در صحیح بخاری کتاب «التعبیر» مذکور است: سپس تا چند روز، نزول مجدد وحی قطع شد، آن حضرت  (ص)  به قله کوه می‌رفت و می‌خواست تا خود را از آنجا پایین اندازد، ناگهان جبرئیل روبرویش می‌آمد و اظهار می‌داشت: «ای محمد! تو پیامبر به حق خدا هستی» آنگاه در وجود وی آرامش خاطر حاصل می‌شد. دوباره وقتی نزول وحی قطع می‌شد، آن حضرت کما فی السابق، بر بالای کوه می‌رفت و می‌خواست تا خود را از آنجا به پایین اندازد، باز جبرئیل می‌آمد و او را تسلی و آرامش خاطر می‌داد و می‌گفت: تو پیامبر واقعی الله هستی.

حافظ ابن حجر در شرحِ بخشِ اولِ حدیث مزبور، این اعتراض معترضین را نقل کرده که: «چگونه یک پیامبر در رسالت و نبوتش شک و تردید می‌کند، و در حال شک و تردید، چگونه با تسلی یک مسیحی آرامش خاطر می‌یابد؟»

سپس در پاسخ به آن این جواب را از سوی یک از محدثین معروف نقل کرده است:

«نبوت یک امر عظیم و بارگرانی است، و تحمل یک بارة آن ممکن نیست، به همین خاطر نخست آن حضرت  (ص)  از طریق خواب و رؤیاهای صالحه با آن مأنوس گشت و چون ناگهان برای اولین بار، با فرشتة وحی مواجه شد، طبعاً مضطرب و هراسان گردید، خدیجه ایشان را تسلی داد. سپس هنگامی که «ورقه» بعثت او را تأیید کرد، یقین و اطمینان کامل برایش حاصل شد. محدث مذکور می‌گوید:

«فلما سمع كلامه أيقن بالحق واعترف به».

«هرگاه ورقه به سخنانش گوش داد، ایشان یقین کرد و به آن اعتراف نمود».

آنگاه محدث مذکور می‌نویسد: «سلسله وحی پیوسته قطع می‌شد تا آن حضرت آمادگی لازم را برای حمل تدریجی بار نبوت پیدا کند»(4).



به نقل از فروغ جاویدان صحيح‌ترين و جامع‌ترين كتاب سيرة نبوي و تاريخ صدر اسلام


[1]- کارلایل، «قهرمانان» تذکره رسول اکرم (ص).
  [2]- یکی از انواع وحی خواب است. در ابتدای صحیح بخاری تحت عنوان «اول ما بدء به رسول الله r الرويا الصالحة في النوم» و در کتاب التعبیر آن این مسئله بیشتر توضیح داده شده است.
  [3]- در صحیح بخاری باب «بدء الوحی» و کتاب «التعبیر» این روایت از حضرت عایشه نقل شده است، حضرت عایشه تا آن موقع به دنیا نیامده بود. در اصطلاح محدثین به چنین روایت مرسل می‌گویند، ولی مرسلِ صحابه نزد محدثین حجت و قابل استناد است، چون راوی متروک نیز از صحابه است.
  [4]- فتح البخاری 12/ 317.

دسته بندي: سنت و سیره ,سنت و سیره ,

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد